بنچمارک چیست؟ 5 گام اجرای بنچمارک در کسب وکار

بنچمارک چیست؟
آنچه در این مقاله می خوانید :

بنچمارک در کسب و کار (Benchmarking)، فرآیندی است که به سازمان‌ها امکان می‌دهد عملکرد خود را با بهترین‌ها در صنعت یا بخش‌های دیگر مقایسه کنند. این فرآیند به‌عنوان یک ابزار استراتژیک به مدیران کمک می‌کند تا نقاط قوت و ضعف کسب و کار خود را شناسایی کنند و از تجربیات موفق دیگران برای بهبود عملکرد خود بهره‌برداری کنند.
با استفاده از بنچ مارکینگ در کسب و کار، سازمان‌ها می‌توانند استانداردهای عملکردی خود را ارتقا دهند، بهره‌وری را افزایش دهند و در نهایت به دستیابی به مزیت رقابتی کمک کنند. این فرآیند نه تنها به بهبود عملکرد فعلی کمک می‌کند، بلکه می‌تواند به ایجاد نوآوری و اتخاذ بهترین شیوه‌ها در کسب و کار منجر شود. در این مقاله آژانس دیجیتال مارکتینگ جینجر مفهوم بنچمارک کردن کسب و کار به‌طور جامع بررسی خواهد شد. انواع مختلف مدل‌های موجود، روش‌های اجرای آن‌ها و مثال‌های کاربردی از این مدل‌ها در دنیای واقعی مورد تحلیل قرار خواهند گرفت.

تعریف بنچمارک چیست؟

بنچمارک، استاندارد مشخصی است که به منظور ارزیابی عملکرد و تعیین جایگاه یک سازمان در مقایسه با سایر رقبا یا بهترین‌های صنعت به کار می‌رود. در واقع بنچمارک، معیاری است که به ما کمک می‌کند تا عملکرد یک ویژگی را با ویژگی‌های مشابه مقایسه کنیم و بهترین گزینه را انتخاب کنیم.
بنچمارک، یک چرخه مداوم از مقایسه، تحلیل و بهبود است که به سازمان‌ها کمک می‌کند تا با شناسایی نقاط قوت و ضعف خود، استراتژی‌های مناسب برای دستیابی به اهداف کسب‌وکار را تدوین و اجرا کنند. با مقایسه‌ عملکرد شرکت با سایر کسب‌وکارها، می‌توان نقاط بهبود را شناسایی کرده و با الگوبرداری از بهترین روش‌ها، به‌طور مستمر عملکرد سازمان را ارتقا داد.

بنچ مارکینگ چیست؟

بنچ مارکینگ چیست؟

بنچ‌مارکینگ فرآیندی منظم و هدفمند است که سازمان‌ها به منظور ارزیابی عملکرد خود نسبت به بهترین رقبا و سازمان‌های پیشرو در صنعت، آن را به کار می‌گیرند. به عبارتی دیگر بنچ‌مارکینگ (Benchmarking) به معنای مقایسه مستمر عملکرد یک سازمان با استانداردها یا بهترین‌های صنعت است.
این فرآیند به سازمان‌ها کمک می‌کند تا از تجربیات موفق دیگران یاد بگیرند و نقاط ضعف و قوت خود را شناسایی کنند. بنچ مارکینگ برای کسب و کار این امکان را می‌دهد که معیارهایی برای بهبود عملکرد خود تعیین کنند و استراتژی‌های لازم برای رسیدن به آن معیارها را توسعه دهند. به‌طور کلی، محک زنی رقابتی شامل شناسایی بهترین‌ها در یک حوزه مشخص، اندازه‌گیری عملکرد خود در برابر آن‌ها و سپس تطبیق و پیاده‌سازی شیوه‌های برتر برای بهبود عملکرد است.
شناخت دقیق بازار هدف، تحلیل رقبا و مقایسه‌ی عملکرد سازمان با رقبا، ازجمله معیارهای کلیدی در فرآیند بنچ‌مارکینگ محسوب می‌شوند. هدف نهایی از فرآیند محک زنی یا الگوبرداری، بهبود مستمر عملکرد سازمان و دستیابی به برتری رقابتی است.

تاریخچه بنچمارک 

بنچ‌مارکینگ، به‌عنوان یک ابزار قدرتمند برای بهبود عملکرد سازمان‌ها، ریشه‌های عمیقی در تاریخ دارد. اگرچه مفهوم دقیق بنچ‌مارکینگ در دهه‌های اخیر شکل گرفته است، اما ایده مقایسه عملکرد و یادگیری از بهترین‌ها، از زمان‌های بسیار دور وجود داشته است. استفاده از این روش الگوبرداری نیاز به تخصص دارد و امروزه بهتر است با متخصصان حوزه مشاوره دیجیتال مارکتینگ برای این موضوع پیش رفت.
در گذشته، صنعتگران و هنرمندان با مشاهده و تقلید از کارهای استادکاران دیگر، مهارت‌های خود را بهبود می‌بخشیدند. این رویکرد اولیه‌ای از بنچ‌مارکینگ بود که بر اساس مشاهده و یادگیری تجربی شکل می‌گرفت. کشاورزان نیز با مقایسه روش‌های کشت و نتایج حاصل از آن‌ها، به دنبال بهبود عملکرد مزارع خود بودند.
در عصر جدید، ریشه‌های بنچمارک در کسب و کار را می‌توان در رقابت شدید میان شرکت‌های آمریکایی و ژاپنی در قرن بیستم جستجو کرد؛ جایی که شرکت‌ها برای دستیابی به مزیت رقابتی، به دنبال الگوبرداری از بهترین روش‌های یکدیگر بودند. در سال 1956، زیراکس با مشارکت شرکت رنک، شرکت مشترکی به نام زیراکس رنک تاسیس کرد و با هدف گسترش فعالیت‌های خود، قدم به بازار اروپا گذاشت. این همکاری مشترک نتایج مثبتی را برای هر دو شرکت به همراه داشت.
این همکاری مشترک تا چند دهه ادامه یافت تا اینکه شرکت زیراکس تصمیم گرفت با خرید سهام شرکت رنک، کنترل کامل عملیات را در دست گرفته و با نام تجاری خود به فعالیت ادامه دهد. موفقیت‌های پی‌درپی زیراکس تا دهه 70 میلادی ادامه داشت تا اینکه ظهور رقباي ژاپنی با محصولات نوآورانه‌تر، این شرکت را با چالش جدی مواجه کرد. ورود پرقدرت شرکت‌های ژاپنی به بازار اروپا، ضربه سنگینی به زیراکس وارد کرد و باعث شد تا این شرکت برای حفظ جایگاه خود در بازار، تغییرات اساسی در استراتژی‌های خود ایجاد کند.
با اتخاذ تصمیمات صحیح و به موقع، زیراکس توانست در بازار رقابتی دوام آورده و جایگاه خود را حفظ کند. حل مسئله، تلاش مداوم برای ارتقاء کیفی محصولات، بهبود مستمر عملکرد سازمان از طریق خودارزیابی و انجام مداوم بنچ مارکینگ برای کسب و کار جهت رصد عملکرد رقبا، اقداماتی بود که زیراکس برای حفظ بقای خود انجام داد. مفهوم بنچ‌مارکینگ که توسط زیراکس پایه‌گذاری شد، به سرعت در میان سازمان‌های مختلف گسترش یافت و به یک ابزار استاندارد برای بهبود عملکرد تبدیل شد.

اهمیت بنچمارک برای کسب و کار

اهمیت بنچمارک برای کسب و کار

محک زنی رقابتی یک ابزار ارزشمند برای بهبود مستمر کسب‌وکار است و به صاحبان کسب‌وکار کمک می‌کند تا مشکلات را شناسایی کرده و راه‌حل‌های مناسب برای آن‌ها پیدا کنند. با تبدیل بنچ‌مارکینگ به بخشی جدایی‌ناپذیر از کسب‌وکار، می‌توانید مشکلات را شناسایی کرده، بهره‌وری را افزایش داده و رضایت مشتری را بهبود بخشید.

  • با مقایسه با رقبا، بنچ مارکینگ در کسب و کار کمک می‌کند تا عملکرد خود را ارتقا داده و به استانداردهای بالاتر دست یابد.
  • با استفاده از بنچمارک کردن کسب و کار می‌توان اهداف واقع‌بینانه و دست‌یافتنی برای رشد و توسعه کسب‌وکار تعیین کرد.
  • بنچ‌مارکینگ با شناسایی بهترین روش‌های موجود، به کسب‌وکارها کمک می‌کند تا عملکرد خود را بهینه کرده و در بازار رقابتی پیشتاز شوند.
  • بنچ‌مارکینگ ابزاری قدرتمند برای بهبود تجربه مشتری است و به کسب‌وکارها کمک می‌کند تا در بازار رقابتی، وفاداری مشتریان را جلب کنند.
  • بنچ‌مارکینگ به کسب‌وکارها کمک می‌کند تا با شناسایی نقاط ضعف در فرایندها، بهینه‌سازی عملیات را انجام داده و هزینه‌های عملیاتی را به‌طور قابل توجهی کاهش دهند.
  • فرآیند بنچ مارکینگ برای کسب و کار با فراهم آوردن بینش عمیق‌تر از عملکرد محصولات و خدمات، امکان بهبود مستمر کیفیت را فراهم می‌آورد.

انواع بنچمارک 

با توجه به اینکه می‌دانیم بنچ مارکینگ چیست، می‌توان گفت بنچمارک‌ها، ابزارهای قدرتمندی هستند که به ما کمک می‌کنند تا کیفیت محصولات یا خدماتمان و همچنین عملکرد کلی کسب‌وکارمان را با رقبا مقایسه کنیم. این ابزارها انواع مختلفی دارند و هر کدام به جنبه خاصی از کسب‌وکار می‌پردازند و کمک می‌کنند تا به شاخص کلیدی عملکرد خود برسید.

  • بنچمارک داخلی (Internal benchmarking)

این مدل از بنچمارک در کسب و کار کمک می‌کند تا عملکرد هر بخش را به‌طور دقیق ارزیابی کرده و با سایر بخش‌ها مقایسه نماید. هدف این روش، تقویت همکاری بین بخش‌های مختلف سازمان و استفاده حداکثری از دانش و منابع موجود است. به‌عنوان مثال یک شرکت خودروسازی می‌تواند خط تولید مختلف خود را با هم مقایسه کند. مثلاً می‌توانند میزان تولید در هر ساعت، تعداد قطعات معیوب و زمان تعمیر و نگهداری ماشین‌آلات را در خطوط مختلف مقایسه کنند. با این کار، می‌توانند بهترین شیوه‌های تولید را شناسایی کرده و آن‌ها را در سایر خطوط تولید پیاده کنند.

  • بنچمارک خارجی (External benchmarking)

بنچ‌مارکینگ خارجی فرآیندی است که در آن یک سازمان عملکرد و فرآیندهای خود را با سازمان‌های دیگر، معمولاً در همان صنعت یا در صنایع مختلف، مقایسه می‌کند. هدف اصلی این نوع بنچ‌مارکینگ این است که از تجربیات موفق سازمان‌های دیگر یاد بگیرد و بهترین شیوه‌ها را برای بهبود عملکرد خود به کار گیرد.
در بنچ‌مارکینگ خارجی، سازمان به دنبال یافتن شرکت‌هایی است که در زمینه‌های موردنظر عملکرد برتری دارند. این زمینه‌ها می‌تواند شامل تولید، خدمات، بازاریابی، یا حتی مدیریت منابع انسانی باشد. سپس، سازمان تلاش می‌کند تا فرآیندها، استراتژی‌ها و عملکرد این شرکت‌های موفق را مطالعه کند و از آن‌ها برای بهبود و ارتقای کارایی خود بهره‌برداری کند.

  • بنچمارک رقابتی (Competitive benchmarking)

با استفاده از این روش بنچ مارکینگ در کسب و کار، می‌توانید عملکرد خود را با رقبای اصلی بازار مقایسه کنید. هدف اصلی این مدل، شناسایی نقاط ضعف کسب‌وکار و مقایسه آن‌ها با نقاط قوت رقبا است تا با مطالعه و تقلید از بهترین روش‌های رقبای موفق، به بهبود فرایندهای خود کمک کنید و به یک کسب‌وکار کارآمدتر تبدیل شوید. برای مثال یک شرکت نرم‌افزاری ایرانی می‌تواند عملکرد خود را با شرکت‌های بزرگ نرم‌افزاری مانند مایکروسافت و گوگل مقایسه کند. آن‌ها می‌توانند مواردی مانند سرعت توسعه نرم‌افزار، نوآوری، سهم بازار و درآمد را مقایسه کنند.

  • بنچمارک عملکردی (Functional benchmarking)

بنچ‌مارکینگ عملکردی فرآیندی است که در آن یک سازمان عملکرد یک یا چند واحد یا بخش داخلی خود را با عملکرد مشابه در سازمان‌های دیگر مقایسه می‌کند، بدون توجه به صنعتی که آن سازمان‌ها در آن فعالیت می‌کنند. این نوع بنچمارک کردن کسب و کار کمک می‌کند تا بهترین شیوه‌ها را از دیگر صنایع یا بخش‌ها شناسایی و برای بهبود کارایی و اثربخشی در بخش‌های مشابه خود پیاده‌سازی کنند.
در بنچ‌مارکینگ عملکردی، تمرکز بر روی عملکرد یک عملکرد خاص مانند بازاریابی، مالی، منابع انسانی، یا مدیریت زنجیره تأمین است. به‌عنوان مثال، یک شرکت تولیدی ممکن است فرآیندهای مدیریت زنجیره تأمین خود را با یک شرکت فعال در صنعت خرده‌فروشی مقایسه کند تا از روش‌های بهینه‌سازی لجستیک آن‌ها یاد بگیرد.

    فرم دریافت مشاوره

    • بنچمارک جنریک (Generic benchmarking)

    این مدل بنچ‌مارک، عملکرد شرکت را با سایر سازمان‌ها در صنایع متفاوت می‌سنجد. هدف از این روش، یافتن راهکارهای جدید و خلاقانه از صنایع دیگر برای حل چالش‌های کسب‌وکار است. یک بانک با علم اینکه مفهوم بازاریابی چیست را می‌داند، می‌تواند عملکرد خود را در زمینه خدمات مشتری با فروشگاه‌های زنجیره‌ای مانند آمازون مقایسه کند. آن‌ها می‌توانند مواردی مانند سرعت پاسخگویی، تنوع کانال‌های ارتباطی و رضایت مشتری را مقایسه کنند.

    • بنچمارک مالی (Financial Benchmarking)

    بنچ‌مارکینگ مالی فرآیندی است که در آن یک سازمان عملکرد مالی خود را با عملکرد مالی سازمان‌های دیگر، معمولاً در همان صنعت، مقایسه می‌کند. هدف از این نوع بنچ مارکینگ برای کسب و کار، ارزیابی و تحلیل شاخص‌های مالی کلیدی مانند سودآوری، هزینه‌ها، درآمدها، بازده سرمایه‌گذاری (ROI)، نسبت‌های مالی و نقدینگی است تا سازمان بتواند نقاط قوت و ضعف مالی خود را شناسایی و برای بهبود آن‌ها برنامه‌ریزی کند.
    در بنچ‌مارکینگ مالی، سازمان‌ها معمولاً از داده‌های مالی شرکت‌های دیگر که به‌صورت عمومی در دسترس است یا از طریق منابع خاصی به دست می‌آید، استفاده می‌کنند. این مقایسه به سازمان‌ها کمک می‌کند تا بفهمند در چه زمینه‌هایی عملکرد بهتری دارند و در کجاها نیاز به بهبود دارند. به‌عنوان مثال، اگر یک شرکت متوجه شود که نسبت هزینه‌های عملیاتی آن در مقایسه با رقبای خود بالاتر است، می‌تواند اقداماتی برای کاهش هزینه‌ها و افزایش بهره‌وری انجام دهد.

    • بنچمارک فرآیندی (Process benchmarking)

    با استفاده از این مدل بنچمارک در کسب و کار، می‌توانید شیوه کار و انجام وظایف در سازمان خود را با سازمان‌های دیگر مقایسه کرده و با یافتن روش‌هایی برای ساده‌سازی و بهبود فرایندهای کاری، به افزایش کارایی و بهره‌وری دست پیدا کنید. فرض کنید یک شرکت تولید لوازم الکترونیکی می‌خواهد فرآیند رسیدگی به شکایات مشتریان خود را بهبود بخشد. برای این کار، آن‌ها می‌توانند به شناسایی فرآیند، انتخاب یک فرآیند مشابه در یک شرکت برتر، جمع‌آوری اطلاعات، مقایسه‌ی فرآیندها و تعیین اقدامات اصلاحی بپردازند.

    • بنچمارک استراتژیک (Strategic benchmarking)

    این مدل بنچ مارکینگ در کسب و کار فرآیندی است که در آن یک سازمان استراتژی‌های بلندمدت و رویکردهای کلان خود را با سازمان‌های دیگر، به ویژه آن‌هایی که در صنعت یا بازارهای مشابه موفق هستند، مقایسه می‌کند. هدف از این نوع بنچ‌مارکینگ، بهبود و ارتقاء استراتژی‌های سازمانی است تا سازمان بتواند در بازار رقابتی بهتری عمل کند و به اهداف بلندمدت خود دست یابد.
    در بنچ‌مارکینگ استراتژیک، سازمان‌ها نه تنها به دنبال مقایسه عملکرد مالی یا عملیاتی هستند، بلکه تمرکز خود را بر روی چگونگی توسعه و اجرای استراتژی‌های کلان مانند ورود به بازارهای جدید، نوآوری در محصولات و خدمات، یا بهبود موقعیت رقابتی می‌گذارند.

    • بنچمارک بین‌المللی (International benchmarking)

    بنچ‌مارک بین‌المللی به شما کمک می‌کند تا عملکرد خود را در مقیاس جهانی ارزیابی کرده و با مقایسه آن با همتایان جهانی خود، نقاط قوت و ضعف خود را شناسایی کنید. با استفاده از این روش، می‌توان به اطلاعات ارزشمندی درباره استانداردهای جهانی و فرصت‌های بهبود دست یافت. در این فرآیند، ابتدا شرکت‌های برتر شناسایی می‌شوند، سپس فرآیندهای آن‌ها به دقت بررسی و تحلیل شده و در نهایت، مناسب‌ترین روش‌ها در سازمان پیاده‌سازی می‌شوند.

    نحوه اجرای بنچمارک در کسب و کار

    نحوه اجرای بنچمارک در کسب و کار

    همان‌طور که گفته شد بنچ مارکینگ چیست، بنچمارکینگ فرایندی است که در آن یک سازمان، عملکرد خود را با عملکرد بهترین‌ها در صنعت یا خارج از آن مقایسه می‌کند تا بتواند نقاط قوت آن‌ها را شناسایی کرده و برای بهبود عملکرد خود از آن‌ها الگوبرداری کند. با آگاهی از اینکه SWOT چیست، می‌توانید به بررسی رقبا بپردازید. اجرای محک زنی رقابتی در سازمان، فرآیندی گام‌به‌گام است که پس از درک اهمیت آن، می‌توان مراحل زیر را آغاز کرد.

    • گام اول: مشخص کردن طرح و برنامه

    اولین گام همیشه سخت‌ترین گام است، اما در این فرآیند، شروع به موقع می‌تواند مسیر را برای موفقیت هموار کند. در ابتدا، با مشارکت مدیران ارشد سازمان، باید اولویت‌ها و شاخص‌های کلیدی عملکرد مشخص شوند تا بتوانید به صورت دقیق نقاط قوت و ضعف سازمان را شناسایی کرده و برنامه بهبود را تدوین کنید. در ادامه، باید سازمان‌هایی که به‌عنوان الگو برای بهبود عملکرد در نظر گرفته می‌شوند، شناسایی شوند.

    • گام دوم: جمع‌آوری اطلاعات

    مرحله جمع‌آوری اطلاعات به‌طور مستقیم به نوع بنچ مارکینگ در کسب و کار و اهدافی که دنبال می‌کنید وابسته است. این اطلاعات می‌تواند به ما بگوید که رقبا چطور کار می‌کنند و به چه چیزهایی اهمیت می‌دهند. برای دستیابی به اطلاعات مورد نظر، باید تلاش زیادی کنید، به خصوص برای اطلاعاتی که به صورت عمومی در دسترس نیستند.

    • گام سوم: تجزیه‌وتحلیل

    با تکمیل جمع‌آوری داده‌ها، مرحله حیاتی تحلیل آغاز می‌شود که در آن، با بررسی دقیق اطلاعات، می‌توان به شناسایی چالش‌ها و فرصت‌های بهبود دست یافت و بر اساس آن، نقشه راه آینده را طراحی کرد. هیچ شرکتی کامل نیست، حتی شرکت‌هایی که خیلی موفق هستند. پس وقتی می‌خواهید از آن‌ها الگو بگیرید، باید به این نکته توجه کنید که ممکن است آن‌ها هم مشکلاتی داشته باشند.

    • گام چهارم: اجرا

    حالا که ایده‌های نوآورانه‌ای برای بهبود کسب‌وکارتان پیدا کرده‌اید، وقت آن رسیده دست‌به‌کار شوید و آن‌ها را اجرا کنید. برای دستیابی به اهداف خود، یک لیست کامل از کارها تهیه کنید. سپس، با توجه به اهمیت و فایده‌ای که هر کار برایتان دارد، آن‌ها را اولویت‌بندی نمایید. با این کار، می‌توانید بر روی مهم‌ترین کارها تمرکز کرده و به سرعت به نتایج دلخواه خود دست پیدا کنید. برای شروع، بر روی کارهایی که بیشترین ارزش را دارند تمرکز کنید. بعد از آن، می‌توانید به تدریج سایر اقدامات را پیاده‌سازی نمایید.

    • گام پنجم: رصد کردن

    اگر می‌خواهید از بنچمارک در کسب و کار خود بیشترین استفاده را ببرید، باید به‌طور مرتب و منظم آن را بررسی کنید. جمع‌آوری مداوم اطلاعات، اعمال تغییرات به موقع و ارزیابی پیوسته پیشرفت‌ها، چرخه تکراری نظارت موثر را تشکیل می‌دهند. مدت زمانی که برای نظارت بر اجرای طرح نیاز دارید، می‌تواند کوتاه یا طولانی باشد و به اهداف شما بستگی دارد.

    تفاوت بنچ مارک و تست A/B

    در دنیای رقابتی کسب‌وکارهای امروزی، بهبود مستمر و تصمیم‌گیری مبتنی بر داده‌ها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. دو ابزار قدرتمند در این زمینه، بنچ‌مارکینگ و تست A/B هستند که هر کدام رویکرد منحصربه‌فردی برای ارزیابی و بهبود عملکرد ارائه می‌دهند. این جدول به شما کمک می‌کند تفاوت‌های کلیدی بین بنچ مارکینگ در کسب و کار و تست A/B را درک کنید و از آن‌ها در جایگاه مناسب خود استفاده کنید.

    ویژگی بنچمارک (Benchmark) تست A/B (A/B Testing)
    تعریف فرآیند مقایسه عملکرد یک محصول یا فرآیند با استانداردها یا رقبای موجود در صنعت. فرآیند مقایسه دو نسخه از یک محصول یا ویژگی برای تعیین کدام یک عملکرد بهتری دارد.
    هدف تعیین استانداردهای عملکرد و شناسایی نقاط ضعف و قوت. بهینه‌سازی و بهبود عملکرد با تست تغییرات و انتخاب بهترین گزینه.
    مقیاس گسترده‌تر و معمولاً شامل مقایسه با چندین شرکت یا استانداردها. متمرکزتر و معمولاً بین دو گزینه یا گروه مقایسه انجام می‌شود.
    زمان‌بندی معمولاً در بازه‌های زمانی طولانی‌تر و به‌عنوان بخشی از تحلیل استراتژیک. می‌تواند در بازه‌های زمانی کوتاه‌تر انجام شود و نتایج سریع‌تری بدهد.
    داده‌های ورودی داده‌های صنعتی، عملکرد شرکت‌های مشابه، استانداردهای صنعتی. داده‌های مستقیم از کاربران با استفاده از آزمایشات واقعی.
    کاربرد تعیین موقعیت در بازار، شناسایی فرصت‌های بهبود، تعیین اهداف استراتژیک. بهبود عملکرد محصول یا خدمت خاص، بهینه‌سازی تجربه کاربری.
    نوع تحلیل تحلیل کلی و مقایسه‌ای، با تمرکز بر معیارهای کلان. تحلیل تجربی و تمرکز بر جزئیات تغییرات.
    نمونه‌گیری نیاز به داده‌های گسترده‌تر و ممکن است شامل داده‌های تاریخی باشد. نمونه‌گیری مستقیم از کاربران یا گروه‌های آزمایشی.
    خروجی نهایی شناخت موقعیت شرکت در مقابل رقبای خود و استانداردهای صنعت. انتخاب بهترین نسخه یا تغییر برای اجرا بر اساس عملکرد.
    ریسک ریسک پایین‌تر به دلیل استفاده از داده‌های ثابت و استاندارد. ممکن است ریسک بیشتری داشته باشد زیرا مستقیماً بر کاربران آزمایش می‌شود.
    پیش‌نیاز نیاز به دسترسی به داده‌های صنعت و رقبای مشابه. نیاز به گروه‌های آزمایشی و قابلیت انجام تست‌های واقعی.

    بنچمارک برای چه کسب وکارهایی مناسب است؟

    کسب‌وکارهایی که به دنبال بهبود مستمر هستند، می‌توانند با استفاده از بنچمارک کردن کسب و کار، عملکرد خود را با بهترین‌های صنعت مقایسه کرده و فرصت‌های بهبود را شناسایی کنند. بنچمارک در کسب و کار کمک می‌کند تا نقاط ضعف خود را شناسایی کرده و با اتخاذ راهکارهای مناسب، به‌طور مستمر فرآیندهای خود را بهبود بخشند و در نتیجه به رقابت‌پذیری بیشتری دست یابند و یک آگاهی از برند ایجاد کنند. با توجه به تنوع مدل‌های موجود، هر کسب‌وکاری می‌تواند با توجه به ویژگی‌های منحصربه‌فرد خود، مناسب‌ترین مدل را انتخاب و آن را به شرایط خود تطبیق دهد.
    کسب‌وکارهای کوچک و متوسط اغلب منابع محدودی دارند و بنچ‌مارکینگ می‌تواند به آن‌ها کمک کند تا با استفاده بهینه از منابع خود به بهترین نتایج دست یابند. کسب‌وکارهای تولیدی می‌توانند از بنچ مارکینگ در کسب و کار خود برای بهبود فرآیندهای تولید، کاهش هزینه‌ها و افزایش کیفیت محصولات استفاده کنند. کسب‌وکارهای خدماتی می‌توانند با بهره‌گیری از بنچ‌مارکینگ، به بهبود مستمر کیفیت خدمات، افزایش رضایت مشتری و کاهش زمان انتظار مشتریان دست یابند.

    چه زمانی به سراغ بنچ مارک برای سازمان برویم؟

    محک زنی رقابتی یک ابزار قدرتمند برای بهبود عملکرد سازمان است، اما اجرای آن در زمان مناسب بسیار مهم است. در ادامه، مواردی که نشان می‌دهد سازمان شما به بنچ‌مارکینگ نیاز دارد را بررسی می‌کنیم.

    • اندازه‌گیری بهره‌وری سازمان

    یکی از اهداف اصلی بنچ مارکینگ برای کسب و کار، سنجش عملکرد سازمان نسبت به رقبا و شناسایی نقاط قوت و ضعف است. این استراتژی به شما نشان می‌دهد که در چه زمینه‌هایی باید بهبود ایجاد کنید تا به اهدافتان نزدیک‌تر شوید.

    • پیدا کردن راهی برای گسترش کسب‌وکار

    در صورتی که قصد گسترش کسب‌وکار خود را دارید و در انتخاب بهترین مسیر برای رشد دچار تردید هستید، این استراتژی می‌تواند به شما کمک کند تا با اتخاذ تصمیمات آگاهانه، به اهداف خود دست یابید. با مطالعه دقیق روش‌های رقبا و شناسایی نقاط قوت و ضعف آن‌ها، می‌توانید ایده‌های نوآورانه‌ای برای توسعه کسب‌وکار خود ایجاد کرده و به‌عنوان یک رهبر در صنعت خود ظاهر شوید.

    • بهبود بخشیدن به عملکرد آینده سازمان

    با بهره‌گیری از این استراتژی، می‌توانید با مقایسه کسب‌وکار خود با بهترین‌های صنعت، نقاط قوت و ضعف را شناسایی کرده و با الگوبرداری از بهترین روش‌ها، به‌طور مداوم عملکرد خود را بهبود بخشیده و به اهداف بلندمدت خود دست یابید.

    • ایجاد اشتیاق در کارکنان

    با مقایسه عملکرد یک بخش موفق با سایر بخش‌ها، می‌توان یک فضای رقابتی سالم ایجاد کرد که به افزایش انگیزه و بهبود عملکرد کلی سازمان کمک شایانی خواهد نمود. هنگامی که نتایج نشان دهند که سازمان ما نسبت به رقبا عملکرد بهتری دارد، این موفقیت به‌عنوان یک انگیزه قوی برای کارکنان عمل کرده و آن‌ها را برای حفظ این برتری و دستیابی به اهداف بلندمدت سازمان مصمم‌تر خواهد ساخت.

    • کاهش هزینه ها

    کسب‌وکارها با این استراتژی، با مقایسه هزینه‌های خود با رقبا، می‌توانند مناطقی را که در آن هزینه‌ها بالاتر از حد متوسط صنعت است، شناسایی کنند و با مطالعه روش‌های کاهش هزینه‌های سازمان‌های موفق، می‌توانند بهترین روش‌ها را برای کاهش هزینه‌های خود اتخاذ کنند. همچنین با شناسایی عوامل موثر بر هزینه‌ها و بهبود فرآیندها، می‌توانند بهره‌وری را افزایش داده و در نتیجه هزینه‌ها را کاهش دهند.

    • افزایش سهم بازار

    با کمک این استراتژی کسب‌وکارها می‌توانند با مقایسه محصولات، خدمات و استراتژی‌های خود با رقبا، فرصت‌های جدیدی برای ورود به بازارهای جدید یا ارائه محصولات و خدمات جدید پیدا کنند و با شناسایی بهترین روش‌ها برای انجام کارها، می‌توانند بهره‌وری را افزایش داده و هزینه‌های تولید را کاهش دهند. از طرفی با مطالعه و بررسی نوآوری‌های رقبا، می‌توانند ایده‌های جدیدی برای توسعه محصولات و خدمات خود پیدا کنند.

    خطای بنچمارک چیست؟

    خطای بنچمارک چیست؟

    با وجود تمام مزایای قابل توجهی که استراتژی الگوبرداری ارائه می‌کند، این سوال پیش می‌آید: «چرا همه سازمان‌ها بنچمارک نمی‌کنند؟ زیرا استفاده از یک معیار نامناسب، می‌تواند نتایج تحلیل‌ها را به شدت تحت تأثیر قرار داده و به خطاهای جدی در تصمیم‌گیری منجر شود. در ادامه به بررسی چالش‌های پیش رو بنچمارک در کسب و کار می‌پردازیم.

    • سختی مقایسه یک سازمان با سازمان‌های پیشرو و موفق
    • هزینه زیاد جمع‌آوری، دسترسی و استفاده از داده‌های مرتبط
    • نبود متریک‌های کافی، به موقع و قابل اعتماد
    • فقدان استانداردهای مشترک
    • مشکل در تبیین ارزش کسب‌وکار حاصل از مقایسه عملکرد و کمبود افراد باتجربه در این حوزه

    بررسی نمونه های بنچمارک

    بنچ مارکینگ در کسب و کارهای معروف در صنایع مختلف وجود دارند که هر کدام برای ارزیابی و مقایسه عملکرد در زمینه‌های خاص به کار می‌روند. در زیر چند نمونه از بنچ‌مارک‌های معروف را آورده‌ایم:

    • اوبر در زمان توسعه و گسترش خدمات خود به بنچمارکینگ از رقبا و شرکت‌های موفق در حوزه‌های مختلف پرداخت. برای مثال، اوبر در ابتدای فعالیت خود به بررسی عملکرد شرکت‌هایی مانند آمازون و ایربی‌ان‌بی (Airbnb) پرداخت و با در نظر گرفتن اینکه استراتژی‌ دیجیتال مارکتینگ چیست، فعالیت خود را بهبود بخشید.
    • Alexa Traffic Rank یک بنچ‌مارک آنلاین است که رتبه‌بندی محبوبیت وب‌سایت‌ها بر اساس تعداد بازدیدکنندگان و میزان ترافیک آن‌ها انجام می‌دهد. این بنچ‌مارک به وب‌مسترها و شرکت‌ها کمک می‌کند تا عملکرد وب‌سایت خود را با دیگر سایت‌ها مقایسه کنند.
    • سیستم بهداشت ملی انگلستان به دلیل پوشش همگانی و خدمات رایگان شناخته می‌شود. بسیاری از کشورهای در حال توسعه از NHS به‌عنوان یک بنچ‌مارک برای طراحی سیستم‌های بهداشتی خود استفاده می‌کنند.
    • یکی از بنچ‌مارک‌های موفق در حوزه مواد غذایی، استانداردهای ISO 22000 است. این استاندارد یک سیستم مدیریت ایمنی مواد غذایی را تعریف می‌کند که به شرکت‌های فعال در زنجیره تأمین مواد غذایی کمک می‌کند تا کیفیت و ایمنی محصولات خود را تضمین کنند.
    • مک‌دونالد یکی از برجسته‌ترین نمونه‌های موفقیت‌آمیز بنچ‌مارکینگ در صنعت رستوران‌داری است. این شرکت با تطبیق استراتژی‌های خود با فرهنگ و ذائقه‌ی محلی، مانند حذف گوشت گاو از منوی خود در هند و ارائه محصولات با قیمت مناسب، توانسته است سهم قابل توجهی از بازار این کشور را به خود اختصاص دهد.
    • شاخص S&P 500 شامل 500 شرکت بزرگ از ایالات متحده آمریکا است که در بازار سهام فعال هستند. این شاخص یکی از بنچ‌مارک‌های اصلی برای مقایسه عملکرد صندوق‌های سرمایه‌گذاری، سهام‌های فردی و کل بازار سهام آمریکا محسوب می‌شود.

    مثال برای تشریح بنچ مارکینگ در کسب و کار

    یک فروشگاه آنلاین لباس که کسب‌وکار خود را بر اساس دریافت سفارشات آنلاین مشتریان و ارسال این سفارشات به مشتریان بنا کرده است، می‌خواهد از بنچ‌مارکینگ برای افزایش بهره‌وری استفاده کند. آن‌ها تحقیق می‌کنند و متوجه می‌شوند که رقیب اصلی آن‌ها سفارشات را دو برابر سریع‌تر از آن‌ها تحویل می‌دهد. آن‌ها ممکن است بنچ‌مارکینگ بیشتری را خارج از صنعت خود انجام دهند تا کشف کنند که یک توزیع‌کننده عمده پیشرو می‌تواند سفارشات را سه برابر سریع‌تر از آن‌ها پر و تحویل دهد.
    با توجه به این فرصت برای بهبود فرآیند، شرکت اصلی فرآیندها و استراتژی‌های این رقبا را تحلیل می‌کند. آن‌ها متوجه می‌شوند که از فناوری کارآمدتری برای بسته‌بندی اقلام استفاده می‌کنند و با شرکت‌های حمل‌و‌نقل مختلف همکاری می‌کنند. سازمان استراتژی‌های مشابهی را برای رقابتی بودن در بازار اتخاذ می‌کند.

    کلام پایانی
    در دنیای رقابتی امروز، کسب‌وکارها برای بقا و رشد پایدار، ناگزیر به نوآوری و بهبود مستمر هستند. بنچمارک چیست؟ بنچ‌مارکینگ، به‌عنوان ابزاری قدرتمند، این امکان را فراهم می‌آورد تا سازمان‌ها عملکرد خود را با بهترین‌های صنعت مقایسه کرده و نقاط قوت و ضعف خود را شناسایی کنند. با بهره‌گیری از این ابزار ارزشمند، کسب‌وکارها می‌توانند به‌طور مداوم فرایندها و محصولات خود را بهبود بخشیده و در نتیجه، رضایت مشتریان را افزایش داده و سهم بازار خود را گسترش دهند.
    بنچ‌مارکینگ نه تنها به سازمان‌ها کمک می‌کند تا به اهداف کوتاه‌مدت خود دست یابند، بلکه به آن‌ها دیدگاهی بلندمدت برای دستیابی به موفقیت پایدار ارائه می‌دهد. با این حال، اجرای موفق بنچ‌مارکینگ نیازمند تعهد مدیریت ارشد، مشارکت کارکنان در همه سطوح و فرهنگ یادگیری سازمانی است. با توجه به اینکه دیجیتال مارکتینگ چیست، می‌توانید از بنچمارک برای تحلیل ترافیک وب‌سایت، عملکرد وب‌سایت در نتایج جستجو و عملکرد در شبکه‌های اجتماعی استفاده کنید.

    امتیاز این صفحه

    جدید ترین مقالات :

    میزان پیشرفت خواندن شما

    زمان مطالعه: 15 دقیقه

    میزان پیشرفت خواندن شما

    زمان مطالعه: 15 دقیقه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    فرم را به صورت کامل پر کنید تا همکاران ما با شما تماس بگیرند.

    اطلاعات شما با موفقیت ثبت شد.

     همکاران ما در سریع ترین زمان ممکن با شما تماس می‌گیرند.